ادوینادوین، تا این لحظه: 1 سال و 8 ماه و 18 روز سن داره

🌟 «دنیای رنگی ادوین کوچولو، ستاره بزرگ خوشبختی ما» 🌟

پسرم، تو را که دیدم… خودم را به یاد آوردم

ادوین عزیزم… ای حضوری از جنس نور… آمدنت نه فقط تولد تو بود، که رستاخیز من بود. در دنیایی که سال‌ها خاکستر اندوه روی روحم نشسته بود، تو مثل باران بهاری، بی‌صدا، بی‌ادعا، آرام… ولی ویرانگرِ غم‌ها آمدی. نمی‌دانی، نمی‌توانی بدانی، که پیش از تو، دلم چه سال‌هایی را با سکوت سر کرد… چه شب‌هایی را در تنهایی گریستم، و چه امیدهایی را پشت لبخندهای خسته، دفن کردم. و در میانه‌ی همان شب‌های بی‌فریاد، سحر، آن زنِ نازنین، آمد… با دستانی پر از مهر و دلی لبریز از امید. نه تنها مرا در خود دید، بلکه تکه‌تکه‌ی شکسته‌ی جانم را جمع کرد، با حوص...
31 ارديبهشت 1404

👑 وقایع‌نگاری قصر نوزادستان: امروز، روز مادر است؛ فردا شاید روز خرید هدیه باشد!

👑 فرمان طلایی اعلی‌حضرت ادوین اول در ستایش بانوی مهر، ملکه‌ی بی‌رقیب قصر عشق ای مادرِ تاجدار! تو که با نگاهت خورشید را شرمنده می‌کنی، و با آغوشت، زمستان را بهاری سرسبز می‌سازی! از کرسی سلطنت نوزادان اعلام می‌دارم: منم، ادوین اول، شاه خردسال سرزمین شیر و خنده، آن‌که با گام‌های کوچک اما پُرابهتش، بار دیگر عنوان باشکوه «مادر» را بر سرت حک نمود. اکنون که جهان به پاس مهر مادران، روزی به نامشان آراسته، قلم زرینم را به حرکت درمی‌آورم تا بنگارم: روزت مبارک، ای بانوی مهربان قصر ما! گرچه عقل کودکانه‌ام گواهی می‌دهد که این لقب بلندمرتبه، مرهون حضور من و شاهزاده راد...
22 ارديبهشت 1404
1